«تهدید کنید، اگر نشد تعطیل کنید!» این خلاصه بخشنامهای است که وزیر آموزش و پرورش فروردین ماه سال جاری برای برخورد با «مسجد-مدرسه»ها به ادارت کل استانها ابلاغ کرده است.
«مسجد-مدرسه» چیست؟
یکی از نهادهای برآمده از انقلاب اسلامی در عرصه تعلیم و تربیت همین «مسجد-مدرسه» بوده است. مدارسی که در محیط معنوی مسجد دایر شده و ضمن ارائه برنامه قوی علمی و آموزشی، دانشآموزان را در ابعاد و ساحات مختلف تربیتی رشد میدهند. فارغالتحصیلان این مراکز آموزشی و تربیتی غالبا دارای مدارج بالای علمی، توانمندیهای مهارتی و ردههای قابل قبولی از ورزشهای عمومی و تخصصی هستند. این مراکز با بهرهگیری از فضای فیزیکی مناسب مساجد، محدودیتهای کسلکننده رایج مدارس را در هم شکسته و بچهها را با فضای واقعی زندگی آشنا میکنند. تمام این موارد در حالی است که محیط معنوی مسجد نیز ضامن تربیت اخلاقی و اعتقادی و عبادی دانشآموزان خواهد بود. با یک جستجوی ساده در اینترنت میتوانید با تعدادی از این مراکز آشنا شوید.
آیا «مسجد-مدرسه» قانونی است؟
طبق قانون تاسیس مدارس غیرانتفاعی، هر محیطی که مولفههای فیزیکی یک مدرسه را دارا باشد، میتواند از سوی آموزش و پرورش مجوز تاسیس و فعالیت بگیرد. مولفههایی از قبیل متراژ حیاط، سرانه فضای کلاسی برای هر دانشآموز، سرویس بهداشتی و مواردی از این دست، اگر توسط بازرسان سازمان نوسازی وزارت آموزش و پرورش مورد تایید قرار بگیرد، میتواند به عنوان مدرسه مجوز فعالیت بگیرد.
همچنین بهرهگیری از ظرفیت مساجد و مراکز دینی به صراحت در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ذکر شده است. «تعامل اثر بخش با مساجد» یکی از ویژگیهای مهمی است که آموزش و پرورش طبق اسناد بالادستی مکلف به پیادهسازی آن است.
انواع «مسجد-مدرسه»
برخی از مساجد که دارای ضوابط قانونی وزارت آموزش و پرورش هستند، طبق قانون مجوز تاسیس فعالیت به عنوان مدرسه غیرانتفاعی کسب کرده و فعالیت کاملا قانونی زیر نظر آموزش و پرورش دارند. اما برخی قوانین سختگیرانه آموزش و پرورش، باعث شده تا تعدادی از مسجد-مدرسهها توان دریافت این مجور را نداشته باشند، اما آیا این مدارس غیرقانونی هستند؟
وزارت آموزش و پرورش هر ساله امتحاناتی برای «داوطلبان آزاد» برگزار میکند. این آزمون مختص کسانی است که در روند تعلیم و تربیت رسمی کشور یعنی مدارس، حضور ندارند و تنها در پایان هر سال تحصیلی اقدام به شرکت در این آزمون کرده و در صورت قبولی مدرک تحصیلی خود را دریافت میکنند. مسجد-مدرسهها با استفاده از این بند قانونی، اقدام به جذب دانشآموز کرده و در انتهای سال تحصیلی دانشآموزان را برای شرکت در آزمون داوطلبان آزاد آماده میکنند. این اقدام با اطلاع کامل اولیای دانشآموز صورت گرفته و هیچ اشکال قانونی ندارد.
سایر فعالیتهای این مساجد نیز در قالب «کانونهای فرهنگی هنری مساجد» زیر نظر وزارت ارشاد، «موسسات فرهنگی و دارالقرآنها» زیر نظر سازمان تبلیغات اسلامی و «پایگاههای علمی و تربیتی بسیج» تعریف میشود. با این وصف، آموزش و پرورش اساسا صلاحیت اظهار نظر نسبت به قانونی بودن یا نبودن حضور دانشآموز در مسجد-مدرسههایی که تحت نظر این وزارتخانه نیستند، نداشته و ندارد، چرا که این فعالیتها با مجوز سازمانهای دیگری در حال انجام گرفتن است.
تهدید کنید، اگر نشد تعطیل کنید!
علیرغم اقدامات خوب وزیر آموزش و پرورش در این مدت، این ابلاغیه کمی عجیب به نظر میرسد و بیم آن میرود که جریانات غیرمعتقد به انقلاب اسلامی و اهداف والای تحول در آموزش و پرورش، در صدور چنین بخشنامههایی دست داشته باشند. فارغ از این موارد، در این میان، این بخشنامه وزیر آموزش و پرورش چه میزان قانونی و منطقی است؟ در توضیحات بند چهار این ابلاغیه آمده است که فعالیت این مراکز غیرمجاز و ممنوع است. در بخش قبلی توضیح داده شد که فعالیت این مراکز هیچ اشکال قانونی ندارد و اساسا آموزش و پرورش نسبت به آن دسته از مراکزی که تحت مجوز سازمان دیگری فعالیت میکنند صلاحیت ممنوع نمودن امری را ندارد.

همچنین در ادامه ذکر شده است که این مراکز باید اقدام به اخذ مجوز کرده و در غیر این صورت تعطیل شوند. در قسمت قبل ذکر شد که این مساجد دو دسته اصلی هستند، دسته اول که مجوز داشته و موضوع بحث نیستند، دسته دوم اما چون موفق به اخذ مجوز به عنوان مدرسه نشدهاند، به استفاده از بندهای قانونی «داوطلبان آزاد» و اخذ مجوز فعالیت فرهنگی از دیگر سازمانها روی آوردهاند و کاملا قانونی هستند. لذا با این شرایط این دستور وزیر محترم عجیب به نظر میرسد.

در بخش دیگری از این ابلاغیه، لزوم توجه به سن لازمالتعلیم برای ورود به دبستان آمده است که موضوعی کاملا درست است و این مراکز با وقوف کامل به این امر فعالیت دارند. وزیر محترم همچنین دستور دادهاند تا اولیای دانشآموزان بابت لزوم تربیت فرزندان در کنار سایر همسالان توجیه شوند. این در حالی است که اکثریت قریب به اتفاق اولیای دانش آموزان محصل در این مراکز، با دغدغه تربیت فرزندان خود به این مراکز پناه آوردهاند و کیفیت تربیت و آموزش در این مراکز را به وضع موجود مدارس دولتی ترجیح دادهاند. به این ترتیب اولیای چنین دانشآموزانی نه تنها نیازمند توجیه تربیتی نیستند، بلکه خوب است از آنها بابت توجهات ویژه تربیتی و آموزشی تقدیر شود!
و اما بدترین بخش این ابلاغیه، تهدید دستاندرکاران و اولیای این مراکز به ممانعت دانشآموزان در شرکت در آزمون داوطلبان آزاد است. وزیر محترم آموزش و پرورش بدون اینکه مجوز قانونی داشته باشد، گروهی را به تغییر قانون و محروم شدن آنها از شرکت در یک آزمونی که حق قانونی آنان است ترغیب میکند. استثناء کردن دانشآموزان این مراکز از شرکت در آزمون داوطلبان آزاد، اساسا ارتباطی با وزیر محترم آموزش و پرورش نداشته و ایشان حائز چنین شانی برای این دانشآموزان نیستند. این تصمیم در صلاحیت مجلس بوده و وزارتخانه چنین حقی برای محروم کردن افراد از حق قانونی خود ندارد.
به نظر میرسد در شرایطی که دلسوزان تعلیم و تربیت به کمک آموزش و پرورش آمده و قصد دارند در تربیت نسل آینده کشور با نیت خیر و نه مانند برخی مدارس غیرانتفاعی با نیت اقتصادی، نقشآفرینی کنند، آموزش و پرورش به جای سنگاندازی و مانعتراشی باید زمینه تسهیل و ترویج این فعالیتها را فراهم کند. یقینا اولیای دانشآموزان از گسترش و ترویج چنین مراکزی ولو با اینکه حیاطش ده متر کوچکتر باشد و در عین قانونی بودن، نتواسته باشد مجوزهای سخت آموزش و پرورش را پشت سر بگذارد، در شرایطی سندهای غربی به راحتی جای خود را در آموزش و پرورش باز کرده است، استقبال خواهند کرد.
منبع : رجانیوز



